تبليغاتX
خــــــــــوش آمـــــــــــــدید -

خــــــــــوش آمـــــــــــــدید

خيال ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود
تو در كنار من بشينی محال بود
هر چه نگاه عاشق من بی نصيب بود
چشمان مهربان تو پاك و زلال بود
پاييز بود و كوچه ای و تك مسافری
با تو چه قدر كوچه ما بی مثال بود
نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو
پرواز چشم های تو محتاج بال بود
سيب درخت بی ثمر آرزوی من
يك عمر مانده بود ولی كال كال بود
گفتم كمی بمان به خدا دوست دارمت
گفتی مجال نيست و ليكن مجال بود
يك عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
چيزی شبيه جام بلور دلی غريب
حالا شكست وای صدای وصال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خيال تو بودم حلال بود

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 بهمن1384ساعت 11:1  توسط کامران  |